About Me
Weblog
Stories
Projects
Guest Book
Contact Me
 
 
 
 
 
 
 
فراموشت نکردم. اشکها گواه منند.میتوانی اعتراض کنی.اخم کنی قهر کنی
میتوانی سکوت کنی ویا حتی مثل همیشه سرت را تکان بدهی بگویی : زندگیت را بکن
میتوانی حتی باور نکنی . مثل همیشه مثل همیشه
من هم ناگزیرم سکوت کنم لبخند بزنم و سکوت کنم تا تو بیشتر از این نازاحت نشی
اما رسول با همه اینها هنوز سرشارم باور نمی کنی ؟بیا وبیبن
لا مذهب این دل چقدر بیقراری می کنه
آروم نمی گیره
رسول می دونستم می دونستم که یک روز فقط باید با خاطراتت سر کنم
یادت هست؟
می گفتم من به دنیا اعتقادی ندارم چیزی توش دوام نداره نه ناخوشی و نه خوشی
می گفتم آدم باید خیلی احمق باشه که فریب این دنیا رو بخوره. اما رسول اشتباه کردم انگار بدون تو ناخوشی دنیا تمومی نداره
دلم برات تنگ شده.
یادته؟
ما کاری توی این دنیا نکردیم جز اینکه یه دنیای غیر قابل تحمل رو برای هم قابل تحمل کردیما
چی فکر کردی که رفتی و منو با این دنیای غیر قابل تحمل تنها گذاشتی؟
مگه همیشه نمی گفتی نگرانتم؟
دنیا بی تو خیلی مزخرف شده خیلی.....................
 
 
 
 
 
 
 
دلم خیلی گرفته! ...... دیروز اومدم پیشت،شناختی منو؟! ....... تو می فهمی درد عشق یعنی چی! ..... رو دست خوردن تو عشق یعنی چی! ...... از اینکه نفهمیدن چی می گی رفتی،من چی بگم که رفیق زندگیم هم نمی فهمه چی می گم! ...... باز خوش به حالت یه چیزی داشتی که بتونی با صدای بلند داد بزنی و به همه بگی چی تو دلت می گذره! .... دل من داره می ترکه! ...... من به کی بگم؟! ...... کجا داد بزنم؟! ..... چه جوری بگم چی تو این دل بی صاحبم می گذره؟! ...... تا وقتی بودی می گفتم یه مرد شجاع هست تو این دنیا که می فهمه! ...... که داد می زنه تا همه اونهایی که خوابن رو بیدار کنه! ...... حالا دیگه کی تو گوش این زمونه داد بزنه؟! ...... کی تو گوشش بزنه؟! ......
دلم خیلی تنگه! ..... خوش به حالت راحت شدی! ......
 
 
 
 
 
 
 
یه سال نفرت انگیز گذشت! .............
دلم برات تنگ شده! .......... همین! .......
 
 
 
 
محسن كرباسيان
 
mohsen@mohsenpix.com
 
يك سال گذشت...

يك سال از اون وقتي كه امير علي محسنين بهم زنگ زد گفت آقا محسن ملاقلي پور مرد
و من با شوخي گفتم برو بابا چرت نگو, گذشت ...

باورش سخت بود... خيلي سخت

شنبه رفته سراغش
براي اولين براي رفتم بهشت زهرا
نميدونم يه دفعه ديدم اونجام

آقا رسول روحت شاد...

چهارشنبه پانردهم اسفند هشتاد و شش
 
 
 
 
 
 
 
سلام
توی این کابوس دلم به سایتت خوشه .
نمیدونم شاید اینطوری بتونم یک کم دلم رو گول بزنم . آخه خیلی بیقراری می کنه
مخصوصا این روزها
اشک هم که لا مذهب رسوام می کنه.
رسول دلم خوشه به این که گاهی اینجا یه چیزی بنویسم خنده داره
پیش خودم می گم کی از اون دنیا خبر داره؟
شاید اونجا کامپیوتر داشته باشی .
اگر داشتی
اگر یادداشتمو خوندی
اگر یادت اومد که من کی هستم
اگر....
یه چیزی بگو
یه کاری بکن. دلتنگی داره پدرمو در می آره
کاشکی باور میکردی
کاشکی حداقل یه خبر از حالت می دادی
کاشکی رسول .......
 
 
 
 
 
 
       
 
نام :
 
نام خانوادگی :
 
پست الکترونيکی :
 
يادداشت :
 
 
 
 
 
Copyright © 2006 Rasoul Mollagholipour Inc. All rights reserved | Best View With 1024*768